| خانه | آرشيو | پست الکترونيک |
|
دیگر نه دست و نه دیوار
9ماه گذشت و من برگشتم درست در لحظه ای که همه تصمیم دارن برن توی روزهایی که از آسمون و زمین بوی خون میاد
میدونید که سبز و سرخ کنتراست قشنگی داره !!!!! و احتمالا اونا اینو میدونستن
به یاد همه انسانهایی که خونشان کف خیابانها را سرخ کرد . به یاد میلیونها رایی که از صندوق در نیامد . به یاد ده ها سایتی که فیلتر شد . به یاد صدها انسانی که در بازداشت و زندان به سر می برند. به یاد میلیونها حنجره ای که شبها فریاد آزادی سر میدهند و به یاد تمام نداهای روی زمین که کشته می شوند تا زنده بمانند .
دستم به هیچ جا بند نیست مثل خون که هر چقدر می گذرد از روی این زخم بند نمی شود بارانی که بند نمی آید بند رخت های بی لباس بندبند دلم -خانم بند کفشت ! مواظب زمین باش تو را نخورد خودم را درسته قورت می دهم فوت میکنم به خاموشی شمع ها به باد که بزرگترین فوتک دنیاست قرنطینه می شوم در آشپزخانه پشت دیگ ، ماکرو فر ، گوشت کوب برقی چرخ گوشتی که می تواند بندهای انگشت را ... آه مگر خودت نبودی که تکه تکه می کردی با همین ساطور من را از خودش جدا کردی دست بند زدی پوتین هایش را جفت کردی تا بندهایش را محکم ببندد که اینجا بند هفت است و چند بندی هم بندی هایی گرسنه !! باید فکری کرد -گفتی برای تولدم دست بند می خری. دروغگو . چند روز گذشته... کسی نیست آویزانم کند از دست بندی که دست را به تو بند بندی که دست را در دست تو دستی که بی دست بند هم قشنگ است و آن بندی که دست بند را دوست ندارد بندها رو شماره کن بندی ها را دسته بندی شماره ی من را هم بده تا زمین این قدر کمربند سبزش را به رخ نکشد -جناب جریمه نکن با سرعت صد تا چطور می شود این لکنته را آب بندی کرد؟ زمین تو هم بازی در آوردی دوتا شاخ روی سرم کاشتی و خندیدی من که بند بازی بلد نبودم. بودم؟ از عقربه ها گذشته بود که بودنم را حساب می کردی حالا ببین ! دارد زور میزند بندمان کند حتی بدون دست بند بدون بند بدون زخم بندی های هر روزه ی پرستار به روی دست های خودکشی شده شماره ها قلابی اند هم بندی هایم دیگر مرا نمی خواهند وقتش رسیده. با توام باید کم کم به فکر پابند باشی پیش از آنکه من با همین دست های بدون دست بند با دست بند بسته بندی شده استرلیزه فرار کنم --------------------------------------------------------------------------------- دوستان عزیز متاسفانه وبلاگم دچار مشکل فنی شده و مجبور شدم این پست رو از نو بزارم . از کلیه عزیزانی که برای این پست کامنت گذاشتن عذرخواهی میکنم بابت پاک شدن کامنتها |+| نوشته شده توسط مریم فیروزی در چهارشنبه 10 تیر1388 و ساعت 3:41 |
|
منوي اصلي
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازي ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته هاي پيشين
شهریور 1388مرداد 1388 تیر 1388 آبان 1387 شهریور 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 موومان اول
مریم فیروزی در سایت جن و پریمریم فیروزی در سایت دانوش مریم فیروزی در سایت پیاده رو lمریم فیروزی در سایت لیلا صادقی مریم فیروزی در سایت امضا مریم فیروزی در سایت وازنا مریم فیروزی در سایت گاف مریم فیروزی در سایت دانوش مریم فیروزی در سایت امضا آموزش خط تحریری آرشيو پيوندها موومان دوم
موسیقی طلایینقاشیهای آقای معرک نژاد كوچه هفت پيچ آب و كاشي شب شعر سورئاليست عروسك كوكي ! شاعر شنیدنی است...غزلک به روز شدگان بچه ها بيرون قرن چندم است؟ سنگواره ها باغ آيينه / عارف رمضانی مرگ يك اتفاق معمولي است من حرف مي زنم اصلا هيچ كس صدايم را غلاف كردم به نشانه تسليم 2 سيد مهدي موسوي حجم شعر شعر حجم فروتر از خاک مردن چقدر حوصله ميخواهد انجمن شاعران مرده عمو خرچنگ /ناما جعفري دکتر داوود بیات هزیان های یک خوابگرد امارانت/سيد محمد آتشي صدای بی صدا تماشاگه راز بوطیقا فریاد فرید آخرین پنجره سایه تاریک ریسمانی از داستان این در نباید باز می شد ايستگاه شعر و آن خط پنجم منم شبح آینه پوش صندلی های بی پایه نان روزانه / محبوبه باران سپید حسن اسحاقی پابرهنه تا ماه آواز دسته جمعی ملاحان گمشده گير و دار چشمهايت را نبند زمين مجنون توست قاب بی شیشه سراب آبی حیاط کوچک پاییز شعر امروز / حامد خدادادی شاد باشید طلوع عشق /آزاده دواچی رز سفید /امیر علیمرادیان گرگ و میش / علیرضا عسگری مریم اسحاقی ادبیات داستانی / خلیل رشنوی حیاط کوچک پاییز/قاصدک شعر درمانی/خیرالله فضلی راه به روایت عاشق نابینا پیام آموزش هم گریه / جلالی شمعدانی /عاطفه صرفه جو ليلا كردبچه نگاه تازه/زهرا محمدپور طولانی تر ازسکوت/منیژه رزاقی موومان سوم
موومان چهارم
امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |