| خانه | آرشيو | پست الکترونيک |
|
انگار مادرم گریسته بود آن شب
سال نو مبارک
آدمیکه خودشو فراموش کنه و به خاطر نیاره نباید انتظار داشته باشه دیگران به یادش بیارن. چیزی به پایان نمانده است . اگر منتظرم بمانید برخواهم گشت در غیر اینصورت برای قبرم سنگی خواهم ساخت تا خالی نماندنش را جشن بگیرد.
بیست و نهم اسفند 87 --------------------------------------------------------------------------------------------------------- آبان ماه هشتاد و هفت
سه حرف را پیش کشیدم تا دلبری کنم از خودم خودم که دروغ نمی گفت وفادار مانده بود به صدا که پشت خطوط گیج عاشق می شد
و پا پس کشید تا چار را چوب نکند دل را خون دست را بند وصدا که خودش را متهم می کرد به سکوت آلوده به دود تا تعدیل کند این حیات خلوت را
ساده نبود اما می شد به عقربه ها ایست داد به پلک ها اضافه خدمت زد دستها را به سربازی فرستاد کامیونها را شاعر کرد.......
این اواخر چوب خطمان که پر شد باید به مناقصه ام می گذاشتی روی آگهی های ترحیم که گوشهای آویزان دیگر صداها را به رسمیت نمی شناسند جهنم جای خوبیست برای خاموشی تاریکی جنایت را توصیه نمی کند دائم تزهایش را مرور می کند به صحنه می فرستد و من که روی صندلی آخر نشسته ام تا انکار کنم همه چیز را همه چیز را
تریبونها آزادند تا محترمانه خفه کنند که بیهودگی دستهایت دشنام دهی که حتی در آخرین لحظه.........آخرین.........
باید آرام آرام خفگی ام را بسنجم درست در لحظه ای که اکسیژن سهمیه بندی می شود زیبایی تزریقی ام را محاسبه کنم همه را بفرستم روی خطوط به خاطر آورم دختری را که زیبایی اش پشت در جا مانده وآن مرد که سالهاست می آید زیر باران با اسب همه را به ثبت برسانم تا از احوالت جویا شوم می دانم هرچقدر هم بزرگ شوم همیشه کودکی هست که به وقت بهار در باد قاصدک ها را فوت کند و پرین را در رویاهای کارتونیم به خاطر آورد
چقدر زمین را چرخاندیم تا ته خط را برسانیم به نفر اول
آن فندک را به من بده باید فکرم را روشن کنم و شاید اندکی دلم را ====================================== تا کجا من اومدم؟ چه طوری برگردم؟ چه دراز سایه ام؟ چه کبوده پاهام ! من کجا خوابم برد؟ من میخوام برگردم به کودکییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی؟ ( حسین پناهی)
زیباییم را پشت در میگذارم نام مجموعه ی شعری از آیدا عمیدی
دوستان شعر پست قبل در مجله ی الکترونیکی وازنا منتشر شده است و شعر این پست در مجله یالکترونیکی پیاده رو |+| نوشته شده توسط مریم فیروزی در پنجشنبه 2 آبان1387 و ساعت 22:25 |
|
منوي اصلي
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازي ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته هاي پيشين
شهریور 1388مرداد 1388 تیر 1388 آبان 1387 شهریور 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 موومان اول
مریم فیروزی در سایت دانوشمریم فیروزی در سایت پیاده رو lمریم فیروزی در سایت لیلا صادقی مریم فیروزی در سایت امضا مریم فیروزی در سایت وازنا مریم فیروزی در سایت گاف مریم فیروزی در سایت دانوش مریم فیروزی در سایت امضا آموزش خط تحریری نقاشیهای من 1 آرشيو پيوندها موومان دوم
موسیقی طلایینقاشیهای آقای معرک نژاد كوچه هفت پيچ آب و كاشي شب شعر سورئاليست عروسك كوكي ! شاعر شنیدنی است...غزلک به روز شدگان بچه ها بيرون قرن چندم است؟ سنگواره ها باغ آيينه / عارف رمضانی مرگ يك اتفاق معمولي است من حرف مي زنم اصلا هيچ كس صدايم را غلاف كردم به نشانه تسليم 2 سيد مهدي موسوي حجم شعر شعر حجم فروتر از خاک مردن چقدر حوصله ميخواهد انجمن شاعران مرده عمو خرچنگ /ناما جعفري دکتر داوود بیات هزیان های یک خوابگرد امارانت/سيد محمد آتشي صدای بی صدا تماشاگه راز بوطیقا فریاد فرید آخرین پنجره سایه تاریک ریسمانی از داستان این در نباید باز می شد ايستگاه شعر و آن خط پنجم منم شبح آینه پوش صندلی های بی پایه نان روزانه / محبوبه باران سپید حسن اسحاقی پابرهنه تا ماه آواز دسته جمعی ملاحان گمشده گير و دار چشمهايت را نبند زمين مجنون توست قاب بی شیشه سراب آبی حیاط کوچک پاییز شعر امروز / حامد خدادادی شاد باشید طلوع عشق /آزاده دواچی رز سفید /امیر علیمرادیان گرگ و میش / علیرضا عسگری مریم اسحاقی ادبیات داستانی / خلیل رشنوی حیاط کوچک پاییز/قاصدک شعر درمانی/خیرالله فضلی راه به روایت عاشق نابینا پیام آموزش هم گریه / جلالی شمعدانی /عاطفه صرفه جو ليلا كردبچه نگاه تازه/زهرا محمدپور طولانی تر ازسکوت/منیژه رزاقی موومان سوم
موومان چهارم
امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |